تولد سه سالگی آلا کوچولو

تولد آلا روز سه شنبه 1 تیر بود ولی چون دوشنبه اش مامانم می خواست بره ایران جشنش رو جمعه گرفتیم براش که کلی خوشحال شد و ذوق کرد

روز سه شنبه هم به مناسبت تولدش من و آلا و باباش رفتیم سیف مال و آلا کلی با اسباب بازیها و مکعب ها بازی کرد و کلی خونه های بزرگ ساخت. هر دستوری هم می داد باید زود اجرا میشد وگرنه فوری با حالت اعتراض می گفت: تولدم نیست؟؟؟؟؟

پریشب هم به مناسب گرفتن مدرک مسترم و معدل بالام که شد 98 (A) بابای آلا برام تو پیزا هات جشن گرفت و بعدش هم آلا کلی بازی کرد و خوشحال بود

آلا هنوز پمپرز می پوشه و با اینکه اکثر وقتا میگه ببرمش دستشویی اما هنوز موفق نشدم پمپرز رو ازش بگیرم.

باباش باهاش انگلیسی حرف می زنه من و فامیلام ایرانی و فامیلای باباش عربی بخاطر همین کاملا گیج شده و گاهی همه کلمه ها رو قاطی می گه.

تا کار بدی می کنه فوری میاد بوسم می کنه می گه دوستت دارم.

علاقه ی زیادی به نقاشی کردن داره مخصوصا نقاشی روی دست و پاش

مبایل گالاکسی که باباش واسه روز تولدم که دو هفته قبل از تولد آلا خریده بود همه اش دستشه و یه فولدری داره به اسم آلا که توش پر از بازی و نقاشیه و خودشو با اونا سرگرم می کنه

بیشتر وقتا به من می گه تو آلایی و من مامانتم. صبح که بلند می شه فوری می پرسه مامانت کو؟ و من می گم تویی و خیالش راحت میشه که حواسم به بازی هست.

علاقه ی زیادی به عروسکاش داره و باهاشون بازی می کنه.

داریم برنامه ریزی می کنیم از سال تحصیلی جدید بفرستیمش مدرسه اما هنوز تصمیم نگرفتیم چه مدرسه ای

/ 7 نظر / 138 بازدید
مریسام

تولد الا خانوم مبارک[بغل][ماچ]

ققنوس

آلا جون تولدت مبارک خانمی مدرکت هم مبارک عکس ها عالی بود ماشالله خانمی شده برای خودش[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان ساینا

تولدت مبارک آلا جونم.خیلی خوشکل شدی تو عکسای جدیدت

صدای بی صدا

سلام دوست عزیز داشتم کامنتای وبلاگمو مرور می کردم گفتم یادی ازتون کرده باشم اون زمان دنبال اسم برای نی نی تون بودید .(که الان برای خودش خانومی شده )[لبخند] شاد باشید [گل]

رویال

سلام. امروز بصورت تصادفی با وبلاگتون آشنا شدم و داشتم خاطرات اولیه شما رو می خوندم و خوندم تا 10 روزگی دختر گلت. خیلی قشنگ بود. اما کلی زجر کشیدی یدفعه به خودم گفتم حالا فیلمو تندش کنم و ببینم این آلا کوچولو حالا در چه حاله که دیدم وای سه ساله شده. خیلی شاد شدم. امیدوارم همیشه براتون بمونه. من هم باردارم و الان تو ماه 5 هستم. بازم وبلاگتو می خونم بازم برامون بنویس. شیرین می نویسی

رزیتا

سلام . دنبال یه مطلبی میگشتم تو نت یکی از آدرسا وبلاگ شما بود . خیلی قشنگه وبلاگت. تبریک میگم مامان الا. بهترینارو برات آرزو دارم عزیز[گل]